معجزه در استکان چای؛ دخیل دل های شکسته به پنجره فولاد در اسلام آباد غرب
اسلام آباد غرب — غروب جمعه که می شود، نقطه ای در این شهر با ضرباهنگ توسل می تپد. دیگر فاصله هزار کیلومتری اسلام آباد تا طوس معنایی ندارد؛ بوی هل و زعفران مرکز فرهنگی و چایخانه حضرت رضا، عطر روضه منوره را در هوا پخش کرده است. مردم می گویند برای شفا و حاجت لازم نیست مسافر مشهد شوی؛ کافی است دلت را برداری و تا این گوشه دنج، پای صفای چایخانه بیایی.
جمعه های مهدوی در این مرکز و کانون خدمت رضوی شهرستان اسلام آباد غرب، فقط یک ایستگاه پذیرایی نیست؛ میعادگاهی از جنس دلدادگی است. خادم هایی که با جلیقه های نوکری، بی منت و با لبخند، چای تبرکی حضرت را به دست پیر و جوان می دهند.
اشک هایی که استکان چای را متبرک کرد
غروب دیروز، در میانه زمزمه صلوات خاصه، دو بانو که گویی خواهر بودند با چشمانی بارانی خود را به چایخانه رساندند. یکی برای شفای بیماری اش آمده بود؛ نه برای نوشیدن چای، بلکه برای گرفتن دخیل. رو به پرچم گنبد خورشید طوس ایستاد و با دلی شکسته گفت: «آقا جان، دستم به صحن و سرایت نرسید، اما شنیده ام سفره کرامتت اینجا هم پهن است و دل های شکسته را ناامید نمی کنی…»
خادمان مرکز با چشمانی بارانی دورشان حلقه زدند؛ یک حبه قند و یک استکان چای تبرکی تقدیمشان شد و همراه با آن ها، زمزمه دعای فرج و شفای عاجل بیمارشان طنین انداز شد. آن لحظه، فضای چایخانه سنگین از حس حضور بود؛ حضوری که یادآوری می کرد امام، سلطان قلوب است و مرز جغرافیایی نمی شناسد.
پایگاهی برای ساختن امید
مرکز فرهنگی و چایخانه حضرت رضا در اسلام آباد غرب توانسته است فراتر از یک موکب، ملجأ دردهای مردم باشد. اینجا تجلی پیوند مهدویت و فرهنگ رضوی برای تزریق امید و تاب آوری اجتماعی به مردم صبور این دیار است. اگر دلت گرفت، غروب جمعه سری به چایخانه آقا بزن؛ سلامی بده، اشکی بریز و با جرعه ای چای تبرکی، سبک بال راهی خانه شو.
بازدیدها: 0



