روایت بیداری یک شهر؛ از غبارروبی سحرگاه تا خروش ارادهها در ۱۳ آبان
آسمان اسلامآباد غرب هنوز خوابزده بود و ستارهها در سکوت سرد پاییز سوسو میزدند که کوچهپسکوچههای شهر، پیش از بیداری شهروندان، زمزمهی حضور را آغاز کرده بودند. اینجا، در دیار مردمان باصفا و شهر سرافراز شهدای مرصاد، کارگران زحمتکش خدمات شهری شهرداری از دیروز پای کار بودند؛ با جاروهایی که خستگی نمیشناختند و دستهایی که شهر را برای یک روز بزرگ آماده میکردند. شستوشو، نظافت و رفتوروب معابر، روایتی از عشق به این خاک بود تا شهر، پیش از آنکه چشم بگشاید، در پاکیزگی و نظم آرام بگیرد.
با اولین دمدمههای صبح، هنگامی که خورشید هنوز تردید داشت پشت کوههای پاییزی سرک بکشد، واحد روابط عمومی شهرداری اسلامآباد غرب میداندار جلوهای دیگر شد. از ساعات اولیهی بامداد، بچههای روابط عمومی دست به کار شدند؛ از آمادهسازی و تزیین جایگاه مراسم گرفته تا برافراشته شدن پرچمهای مقدس سهرنگ کشورمان، همهچیز با دقتی وصفناپذیر مهیا شد تا جلوهگاه حماسه باشد.
ساعت موعود فرا رسید و عطر حضور، فضای شهر را پر کرد. شهردار محترم و پرسنل غیور و همیشه در صحنهی شهرداری اسلامآباد غرب، دوشادوش دانشآموزان عزیز، فرهنگیان و اقشار مختلف مردم ولایتمدار، پا به میدان گذاشتند. مردم این دیار، شهر سرافراز شهدای مرساد، بار دیگر با آرمانهای انقلاب تجدید میثاق کردند و با ندای لبیک به رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی)، مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی و زیادهخواهان زدند.
امروز، اسلامآباد غرب بار دیگر معنای راستین همبستگی را به نمایش گذاشت. از کارگری که با جاروی خود غبار از چهرهی شهر زدود، تا مدیران و کارکنانی که در کنار مردم خروشیدند؛ همه ثابت کردند که خادمان این مرز و بوم، در سنگر خدمت به شهر و پاسداشت ارزشها، لحظهای آرام و قرار ندارند. گامهای استوار دانشآموزان اسلامآبادی در روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، مهر تأییدی بود بر این حقیقت که نهال مقاومت در این دیار، همیشه سرسبز و استوار است.
بازدیدها: 0



